علی حاجی میرزا تحصیل را در نیشابور آغاز کرد و تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. سال 1357 به صفوف به هم فشرده ملت مسلمانان پیوست و در تظاهرات دوران انقلاب حضوری فعال داشت. اوقات فراغت خود را در میدان ورزش سپری می کرد و از باستانی کاران و کوهنوردان شهرستان نیشابور بود. عشقی عجیب به پاکی چشمه سار، به سبزی گیاهان، به صلابت سنگ، به فروتنی خاک و به سبکی نسیم و به سنگینی کوه داشت. او پهلوانی را از گود زورخانه هدیه می گرفت و با اخلاق و کردار جوانمردانه، پا بر سختی کوهستان می گذاشت و قله ها را یکی یکی فتح می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی به بسیج پیوست و با آغاز جنگ تحمیلی، عشق به شهادت و حضور در جبهه باعث شد بارها از مادرش درخواست نماید تا رضایت دهد تا به جبهه رود. در سال اول دبیرستان درس می خواند و برای آخرین بار به مادرش گفت:«مادرجان! چند پسر داری؟ نمی خواهی یکی را برای اسلام فدا کنی؟» مادرش پس از شنیدن این حرف رضایت قلبی خودش را اعلام کرد و علی از طریق بسیج عازم جبهه شد. وی در مناطق کوشک، کردستان، خرمشهر، ایلام، اندیمشک و… به صف رزمندگان پیوست. دوران خدمت سربازی فرا رسید و وی خدمت را در ارتش آغاز و به کوشک اعزام گردید. در سال 1363 علی به دلیل اصابت ترکش در پاتک دشمن در کوشک به شهادت رسید.
وی فردی مومن، خوشرو، دلسوز و دستگیر مستمندان بود. سال ها بعد با شروع جنگ یک شب در خواب دید که آینده نزدیک به جبهه خواهد رفت و در راه حفظ و صیانت از میهن اسلامی خود به شهادت خواهد رسید. معتقد بود این جنگ بر ما تحمیل شده و جنگ حق و باطل است، ما باید دفاع کنیم که واجب است. از نظر شرعی باید تداوم دهیم، انسان ها همه مکلف هستند که نسبت به جنگ احساس مسئولیت کنند.